Menu

جایگاه مادران در دنیای بازی های ویدئویی کجاست؟

جایگاه مادران در دنیای بازی های ویدئویی کجاست؟

"به قلم Colin Campbell از سایت Polygon"

بازنشر مقاله به مناسبت روز مادر

در حالی که پدرها همه جا در بازی های دیده می شوند، مادرها تقریبا نامرئی هستند.

در مورد "پدرانگی" در بازی های ویدئویی زیاد شنیده ایم. در نمایش اخیر E3 پدرهایی چون کریتوس (God Of War)، مارکوس فینکس (Gears 4) و کورو (Dishonored 2) را دیدیم که مانند شخصیت های بوکر دویت، جوئل و ایتن مارس به جرگه پدرهای رئوف اما سر سخت دنیای گیم پیوستند. اما قهرمانانِ مادر کجای این دنیا هستند؟

تیم های بازی سازی که اغلب توسط مردهای میانسال رهبری می شوند، همیشه از اینکه طرح های خلاقانه و قوی از والدین بسازند استقبال کرده اند؛ اما وقتی پای مادران در میان باشد، رفتار آنان متفاوت است.

سایت Polygon چیزی حدود چهل درصد از بازی های سال های اخیر را که در آن مادران و یا قصه های مربوط به آنان وجود دارد را مورد بررسی قرار داده است که بازی های داستان محور دهه گذشته را شامل می دهد.

آن طور که ما فهمیدیم اغلب بازی ها از مادران بیشتر به عنوان زمینه های داستانی برای قهرمانان بازی استفاده می کنند. گاهی نیز زن هایی با سنین بالاتر به نوعی در نقش یک "ضد مادر" ظاهر می شوند، که معمولا در بازی هایی که ضد قهرمان های مرد غائب هستند، نقش آنان شامل تشنگی برای قدرت می شود و با احساساتی از افسوس و دریغ همراه است. معمولا زنانی هم که نقش مادران مثبت و خوب را ایفا می کنند اصلا مادر واقعی نیستند.

مادرانی که سال هاست از دنیا رفته اند

رایج ترین حالت برای مادران در بازی ها این است که مُرده باشند. مرگ آنان نیز معمولا در زمان تولد قهرمان یا دوران کودکی او اتفاق افتاده است.

آنا، مادر الی در بازی The Last of Us مدت کوتاهی پس از تولد او از دنیا رفت. او در بازی از طریق نامه ها و یادداشت ها به نوعی منبع الهام الی می باشد. این یکی از ابزار رایج در بازی هاست و مادران به شکلی افسانه ای مانند یک روح با قهرمانان بازی ارتباط برقرار می کنند.

در شاهکار Legend of Zelda: Ocarina of time مادر شخصیت لینک یک مبارز در جنگ داخلی Hyrulean می باشد. او قبل از آن که به خاطر زخم هایی که در جنگ برداشته از پا در بیاید، فرزند خود را برای نجات از خطر به درختی کهن می سپارد. وقتی که لینک از قصه مادرش آگاه می شود، این مرگ مادر او در حقیقت تبدیل به انگیزه ای برای به پایان رساندن ماموریتش می گردد.

در بازی Brothers: A tale of two sons زمانی که دو برادر هنوز بسیار کودک بوده اند، مادر بی دفاعشان غرق می شود، سپس در قالب یک روح باز می گردد تا الهامی برای یکی از فرزندانش باشد.

در Assassins Creed Syndicate نیز مادر دو قلوهای بازی، جیکوب و ایوی زمانی که هنوز کودک بوده اند از دنیا رفته است و آنان توسط مادربزرگ و پدر خود بزرگ می شوند.

در Fallout 3 نیز در حقیقت بازی با تولد شخصیت اصلی آغاز می شود، که جنسیت و نامش توسط گیمر انتخاب می گردد، در حالی که مادر کاترین که یک دانشمند است از دنیا می رود.

این ایده در Fallout 4 اما به تعادل می رسد؛ عنوانی که شروع آن مرگ یکی از والدین همراه است. اگر شخصیت مرد را برای بازی انتخاب کنید، همسر شما در حالی که تلاش می کند فرزندتان را از دست گروگان گیرها نجات دهد از دنیا می رود. اگر هم شخصیت زن را انتخاب کنید، پدر خواهد مُرد.

آملیا مادر لارا در سری Tomb Raider که خود نیز یک باستان شناس بوده، زمانی که لارا هنوز کودک بوده ناپدید می شود. در نسخه Underworld لارا او را در دنیایی دیگر دنبال می کند، اما جسمش توسط یک نیروی شیطانی فاسد شده است. فساد مادران نیز یکی دیگر از استعاره های رایج در بازی هاست. در حالی که در نسخه ریبوت بازی اشاره ای به مادر لارا نمی شود، همسرِ پدر او آنا که تقربا یک مادر خوانده برای لارا محسوب می شود، شخصیتی پلید از آب در میاید که توسط نوعی بیماری به فردی پلید تبدیل شده است.

مادر "فِیت" در بازی Mirror's Edge نیز زمانی که او هنوز کودک بوده از دنیا می رود. او یک فعال حقوق بشر در برابر ظلم و ستم ایالت بوده که در یک شورش کشته می شود، که این اتفاق خود ریشه و علت اصلی در روحیه ضد اجتماعی و سرکش شخصت بازی است.

"الین" مادر مارکوس فینکس در بازی Gears of War یک دانشمند بوده است و زمانی که روی موجودات فضایی تحقیق می کرده کشته می شود. او مبارز اصلی در این بازی است که نسبت به جنگ با موجودات فضایی روحیه ای بسیار جدی دارد.

در پس زمینه داستانی شخصیت "فارا" در بازی Overwatch، مادری به نام آنا ناپدید شده است که موسس گروه Overwatch و منبع الهام بسیاری از افراد دنیای بازی بوده است.

مادران تاثیر گذار در روایت داستان

در سری Uncharted، مادر "نیتن دریک" یک مورخ بوده که وقتی هنوز فرزندانش کوچک بوده اند، دست به خودکشی می زند. اینطور گفته شده که او از افسردگی رنج می برده است. یکبار دیگر مادر اینجا نقش یک ارتباطِ معنایی میان قهرمان و خطر کار او را ایفا می کند.

"مارگی جنسن" یک مادر خود خواسته است برای "آدام جنسن" قهرمان بازی Deus Ex که در یک جامعه ی شهری ناهنجار زندگی می کند که در اثر تکنولوژی دچار چالش شده است؛ او البته در زندگی جنسن غایب است. می دانیم که مارگی نمی توانسته فرزندی به دنیا بیاورد، به داروهای ضد افسردگی اعتیاد دارد و در دترویت زندگی می کند.

"لیندرا آرنل" در Dragon Age 2 مادر شخصیت اصلی بازی است. او به دست یک قاتل سریالی کشته می شود، سپس به شکل یک هیولا باز می گردد و وقتی که به طور کامل از میان می رود، در قالب یک روح ظاهر می شود تا به فرزند خود بگوید که چقدر به او افتخار می کند. جدای از مرگ، ابراز غرور و افتخار به فرزند یکی از عناصر محوری برای مادران در بازی هاست، و در شخصیتِ لیندرا هردوی اینها وجود دارند.

"آلتا" یک کاراکتر قابل توجه در عنوان The Banner Saga، زمانی که هنوز جوان بوده مادر خود را از دست می دهد. این فقدان یک ارتباط بسیار قوی میان دختر و پدر به وجود می آورد، عنصری که در بازی ها معمولا بیشتر میان پدر و دختر ایجاد می شود و در مورد پسرها چندان رایج نیست.

در ابتدای فصل اول بازی The Walking Dead دیان، مادر "کلمانتین" یک پیام صوتی سرشار از تشویش و نگرانی برای دختر خود می گذارد. زمانی که زامبی ها به شهر حمله می کنند مادر کلمنتاین در خانه و پیش فرزند خود نبوده است. این پیام به ما (که در نقش یک مرد بازی می کنیم) نشان می دهد که کلمنتاین بسیار آسیب پذیر است و نیاز به مراقبت دارد. در ادامه بازی متوجه می شویم که پدر و مادر او هر مرده اند و به زامبی تبدیل شده اند.

"الیزابت" در بازی Bioshock Infinite بدون اینکه آگاه باشد تمام بازی را همراه پدر خود به ماجراجویی مشغول است. آنابل مادر او زمانی که الیزابت کودک بوده از دنیا می رود. مادر ناتوانی و بد ذات او Lady Comstock به قتل می رسد، اما در قالب یک روح باز می گردد و در مورد رحم خود آه و ناله می کند.

فاحشه ها و زنان وحشی

تمایل عجیب و غریب دنیای گیم به موضوع زایش و تولد، مرگ و فساد خود را به طور کامل در شاهکار Bloodborne نشان می دهد. یکی از شخصیت های بازی به نام "آریانا" که خود را فاحشه شهر یارنام معرفی می کند، یک هیولای کوچک و وحشتناک را به دنیا می آورد که بازیکن باید او را بکشد، خود آریانا نیز به نظر می رسد که مرده باشد.

فاحشگی در قصه مادران خود را در جاهای مختلفی نشان می دهد. در بازی Heavy Rain شخصیت لارن "وینتر" یک فاحشه است که فرزندش توسط یک قاتل سریالی کشته شده.

در عنوان بی نظیر و ماندگار Red Dead Redemption شخصیت "ابیگل مارسدن" در گذشته یک خلاف کار و روسپی بوده است.

در GTA V "آماندا دِ سانتا" در گذشته یک استریپر بوده است. شخصیت های متعددی در بازی به طور اشکال مختلف اشاره می کنند که ممکن است او در گذشته یک فاحشه بوده باشد. او در بازی خود را شخصیتی هوسباز و منحرف نشان می دهد، مایکل همسر او نیز که یکی از شخصیت های قابل بازی می باشد، برای او مردی نفرت انگیز و همسری بد محسوب می شود.

مشکلات زناشویی

راکستار خالق بازی GTA V نمونه دیگری از مادران نا هنجار را در بازی Bully نشان می دهد. مادر "جیمی" او را جلوی مدرسه پیاده می کند تا با پنجمین شوهر خود به یک ماه عسل طولانی و یک ساله برود! او زنی خود خواه و شرور است، یک تیپ کاملا کلاسیک از مادران بد در آثار خیالیِ سینما و ادبیات.

مشکلات زناشویی میان والدین گاهی به عنوان عنصری در زمینه ی داستانیِ بازی مورد استفاده قرار می گیرد. در Gone Home زمانی که "کِیت" به خانه بر می گردد مادر و پدر او هر دو خانه را به حالت قهر ترک کرده اند. همچنان که بازیکن خانه را وارَسی می کند، مشخص می شود که مادر بوم شناس کیت، قصد داشته با یک کارگر رابطه نامشروع بر قرار کند اما سرانجام پس کشیده است.

"جوی پرایس" در Life Is Strange مادر شخصیت کلوئی است، با وجود زندگی دشواری که داشته، زن بسیار آرام و مهربانی است. او به در یک رستوران کوچک در شهر کار می کند و با مرد سر سخت و بد خلقی ازدواج کرده است. با وجود اینکه اوقات فراغت کمی دارد، اما اغلب توجه و دلمشغولی او متوجه دختر شده است. او به نوعی شمایل مادری دلسوز است که در موقعیت های سخت و پیچیده بهترین و عاقلانه ترین تصمیم را می گیرد. پرایس نمونه ی یک مادر واقعی در بازی هاست که همچنان زنده است و مورد تحسین همگان قرار می گرد.

سازندگان این بازی، در اثر قبلی خود با نام Remember Me نیز با همین تِم چالش میان مادر و دختر بازی کرده بودند. در آنجا نیز قهرمان همچنان که با مسئله کنترل ذهن درگیر است، متوجه می شود که مادرش در حقیقت یک شخصیت بسیار شرور بوده است.

هموطن فرانسویِ آنها آقای دیوید کیج که پیشتر به یکی از آثار او یعنی Heavy Rain اشاره شد، نشان داده است که در رابطه با چالش خانواده ها بیش از دیگران توجه و علاقه نشان می دهد. Beyound Two Souls قصه ی دختری است که تلاش می کند برای قدرتی که در اختیار دارد در برابر حق به جانب بودنِ بزرگ تر ها تعادل ایجاد کند و این کار را از طریق مردی انجام می دهد که در مرکزیتِ بخش اعظمی از همین حق به جانب بودن است. در حقیقت او دختری سرکش و سر سخت می شود که مدام در تضاد با دیگران و بزرگتر هایش قرار می گیرد. در بازیِ جدید او Detroit: Become Human ما دختری را می بینیم که توسط یک روبات گروگان گرفته شده است، مادر او نیز بسیار ترسیده و اعتراض می کند که چرا یک روباتِ دیگر، و نه یک انسان، را برای نجات دخترش فرستاده اند.

مرگ مادران به عنوان انگیزه اصلی قهرمان

دست کم این نوع از مادران در بازی ها اثری مداوم از خود به جای می گذارند. در عنوانی مانند Far Cry 4 مرگ مادر قهرمان تبدیل به محرک اصلی می شود، "آجِی" به سرزمین Kyrat در کوهستان های هیمالیا سفر می کند تا وصیت نامه ی مادرش را به جا آورد و خاکستر او را بر خاک زادگاه اش بریزد.

بازی Dishonored با مرگ ملکه، مادر "پرنس امیلی" آغاز می شود که خود به گروگان گرفته شده است. شخصیت کورو که حکم پدر او را دارد (و در حقیقت او واقعا پدر امیلی می باشد) تمام بازی را در تکاپوی یافتن اوست. هر دو نیز در نسخه آینده قابل بازی خواهند بود.

در آغاز Ni No Kuni مادر "الیور" پس از اینکه فرزندش را نجات می دهد از دنیا می رود. الویر به یک سرزمین خیالی و فانتزی می رود تا همزاد او را بیابد.

در Final Fantasy 13 یکی از شخصیت های بازی که پسری نوجوان می باشد، در جریان شورشی که در سرزمین رخ می دهد شاهد مرگ مادر خود می شود.

زنان سقوط کرده در قدرت طلبی

در Final Fantasy 9 نیز یک نوجوان شاهد مرگ مادر است، زمانی که پس از یک جنگ دریایی، "پرنسس گَرنت" ملکه فاسد را در حال مرگ تماشا می کند، مادر نیز التماس کنان از دختر خود طلب بخشش می کند.

در شاهکار ICO ملکه شیطانیِ بازی، دختر بچه ی خود "یوردا" را اسیر کرده و از انرژی او تغذیه می کند تا روح و زندگیِ خود را حفظ کند. در نهایت به دست قهرمان بازی نیز کشته می شود.

ملکه "بِرَن" در FF9 و مکله شیطانی در ICO نمونه هایی از زنانی هستند که افسون قدرت شده و رابطه شان با فرزندان خود به چنین انحطاطی کشده می شود.

مادرها در نقش های مثبت، نه آنقدرها..

نمونه هایی از زن های مثبت و محکم نیز در بازی ها وجود دارد که مادر نیز هستند. مادر شخصیت "شپرد" در سری Mass Effect یک فرمانده است، هرچند در طول بازی تنها از طریق نامه هایش با او آشنا می شویم که اغلب افتخار مادرانه اش را نیز از طریق این نامه ها بروز می دهد.

جالب است که مادرهای مثبت اغلب اوقات اصلا مادر خونی و واقعی نیستند! در The Witcher 3 معشوق "گرالت" یک جادوگر بسیار قدرت مند است که نقش مادر را برای شخصیت "سیری" بازی می کند.

مادر "جیسل" در Dragon Age: Inquisition یک زن میانسالِ محبوب، سخاوت مند و شجاع است که تمام ویژه گی های ایده آل یک مادر خوب و مثبت را داراست، اما تا آنجا که می دانیم او یک راهبه است و مادر بیلوژیکیِ کسی نیست.

بایونتا در سری Bayonetta شخصیت بسیار عجیبی است، یک مادرخوانده برای شخصیت "سرزا"، اما طی بازی روشن می شود که به علت برخی تناقضات عجیب در زمان، سرزا در حقیقت خود بایونتا می باشد در سنین جوان تر.

"جِید" در بازی Beyound Good and Evil قهرمانی است که از کودکانی که طی جنگ یتیم شده اند مراقبت می کند، جنگی که توسط شخص بخصوصی در گرفته و رسالت جید این است که با او روبرو شود و شکستش دهد. هرچند روشن است که او مادر واقعی کودکان نیست، اما مراقب و نگهبان بسیار قابلی می باشد.

"کَترین هلسِی" یک دانشمند بزرگ در سری Halo می باشد. او با روحیه سرسخت و تسلیم نا پذیر خود، مادر معنویِ سربازان اسپارتان هایی است که از کودکی در رکاب او جنگیده اند. همچنین او برای فرزند هوش مصنوعیِ خود "کورتانا" نقشی شبیه به مادر را دارد، هرچند رابطه آن ها دچار مشکلاتی است.

در Dragon Age: Inquisition یکی از شخصیت های مهم سری یعنی "بانو موراگن" فرزندی به دنیا می آورد، اما انگیزه او از این تولد در اصل این بوده که از طریق نوعی تشریفات مذهبی و جادوی سیاه، روح یکی از خدایان کهن را حفظ کند. او خود دختر هیولایی به نام "فلِمث" می باشد، که در حقیقت یک اژدهاست.

در بخش داستانیِ 16 NBA2K یک کات سین نمایش داده می شود از مادری که در حال مصاحبه با یک برنامه تلویزیونی است. او با غرور از دستاورد های فرزندش صحبت می کند که واقعا لحظه متاثر کننده ی است.

بازی های Pokemon مادرها را حامیانی صبور و ثابت قدم نشان می دهد که همیشه نزد فرزندان خود حضور دارند و آماده کمک کردن می باشند. یک مادر بی نام در خانه ی دوران کودکیِ قهرمان بازی زندگی می کند. هر زمان که قهرمان به زادگاه خود باز می گردد، مادرش در انتظار نشسته است و اصرار می کند که او و پوکمون اش باید استراحت کنند. در برخی از نسخه ها شما می توانید برخی از امتیازاتی که دریافت کرده اید را برای او بفرستید، او نیز در مقابل برای شما چیزهایی می خرد یا دکور خانه را تغییر می دهد. همچنین هر از گاهی با شما تماس می گیرد و جویای احوالتان می شود. در این بازی شما تمام سرزمین را در می نوردید، اما مادرتان هرگز دور نمی شود و همیشه همان نزدیکی ها حضور دارد.

مادران فرزند کُش!

کم کم به پایان مقاله می رسیم و می خواهیم اشاره ای نیز داشته باشیم به برخی از ناهنجار ترین مادرها در صنعت گیم که از خود بیخود می شوند که قصد کُشتن فرزندشان را می کنند!

"سامارا" در سری Mass Effect مادر یک قاتل است که باید با کمک فرمانده شپرد دختر خود را گیر بیاندازد. این مرحله با مرگ یکی از آن دو تمام می شود.

در The Binding of Isaac مادر داستان زنی است که شدیدا تحت تاثیر تبلیغات مذهبی در برنامه های تلویزیونی قرار می گیرد. سپس عقل خود را از دست می دهد و تلاش می کند تا فرزند خود را بکُشد. نکته جالب در داستان بازی این است که بر اساس قصه حضرت ابراهیم نوشته شده است، یکی از رفیع ترین و قابل احترام ترین پدرها در انجیل.

مادران غائب

قصه مادران نشان می دهد که در بازی های ویدئویی معمولا از آنان تنها به عنوان برش هایی در اثر استفاده می شود که تنها عملکردشان نیز این است که فضایی برای روایت داستان قهرمان اصلی ایجاد کنند.

روشن است که برای شخصیت های یتیم، عدم حضور والدین فضایی خالی ایجاد می کند که قهرمان بازی با استفاده از آن اعمال خود را فارغ از آنچه که آنها می توانستند انتظار داشته باشند توجیه و تفسیر کنند. این مسئله کمی مبتذل می شود، بخصوص در تخیل کودکان که قهرمان اثر به شخصی بسیار قدرت مند تبدیل می شود. به شخصیت هایی مانند هری پاتر، تارزان و سوپرمن فکر کنید. در بازی ها، عناصری مثل قدرت، کنترل و فردیت بسیار اهمیت دارند. اما استفاده ی بیش از حد از این عناصر در بازی ها دیگر کمی بی مزه شده است، نه صرفا به خاطر تمایل به چنین چیزهایی، بلکه بیشتر به علت فقدان خیال پردازی های تازه و دست کشیدن از ایده های تکرار شده.

در بازی ها، مادران تقریبا هرگر شخصیت های قابل بازی نیستند. یکی از معدود استثناعات بازیِ Tharalled می باشد که هنوز منتشر نشده است و داستان بَرده ای را روایت می کند که در حال تلاش برای فرار و بدست آوردنِ آزادی خویش است، در حالی که از فرزند خود نیز مراقبت می کند.

صنعت گیم اما تنها مدیومی نیست که در آن مادران به شکلی منفی نمایش داده می شوند. از سریال مشهور Game of Thrones گرفته تا دیگر آثار تلویزیونی، مادرانی شرور یا ناهنجار و غیر عادی دیده ایم. همچنین شاهد بودیم که در سالهای اخیر وجهه مادران سطحی باقی مانده است. مدیوم های دیگر (مانند سینما و ادبیات) توانسته اند قصه هایی بسیار قوی و پخته از مادران خوب و مادران بد بسازند. اما صنعت گیم هنوز موفق نشده که طیف وسیع و قابل توجهی از نگاه های متفاوت به جایگاه مادران در دنیای آدم ها را پوشش دهد، جهانی که مادران بی توجه و منفعل نباشند.

در مقابل تیم های بازی سازی معمولا از پدران تصویری قوی، محکم و اخلاق مدار یا آرمان گرا نشان می دهند، و در عین حال طیف وسیعی از مردها و پسرها را نیز به نمایش می گذارند، از قهرمان و ابر قهرمان گرفته تا و ضد قهرمان و شخصیت های منفی و شرور.

کمپانی های بازی سازی بیش از حد مردها را مورد توجه قرار می دهند. برخلاف توجهی که امسال در E3 به خانواده و والدین در بازی ها شاهد بودیم، نشانه های بسیار کمی دیده می شود که بتوانیم تصویر کامل و منصفانه ای از مادران نیز ببینیم. اما از آنجا که دنیای گیم بیش از پیش دستخوش گوناگونی تغییر می شود، شاید تا سال های آینده شاهد پیشرفت در زمینه پرداختن به زن ها و مادران در بازی ها باشیم.

ترجمه: ایرج لطیفی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *